در خانه راه می روم
و هوایی را که تو جا گذاشتی
نفس می کشم
پنجره خانه به شمال می رسد
و
در ورودی خانه به جنوب
آخر کجا روم
که یادت نباشد و یادت نیایم
پایتخت نشینی موهات
تا ابد مرا مستاجر طرح لبخندهات
تمدید می کند
چشم هات هوای خانه را هوایی می کند
دیوار، مبل، شمعدانی ها، آینه
حتا استکان چای آخرت عاشقت شده اند
من دیوانه ات شده ام
شعر از سجاد افشاریان
برچسبها:
شعر نو
+
نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۶/۰۵/۰۹ساعت 21:54  توسط katebmedia
|